فکر آن لحظه ی پر از ابهام
تنِ وحشی که شد بدستت رام!

فکر آغوشهای پی در پی
بوسه هایی شکسته در ایهام

فکر افسانه های پوشالی
در پسِ خوابهای ناآرام

پُرم از یک هبوط رویایی
بین آن بازوان بی فرجام

دلبرانه صدا بزن ، بانو
مثل آن رعد و برق خون آشام


ابر چشمان خسته ام ، شاید-
خیس عشقت کند ، در آن هنگام


*

بی تو و بوسه هات می میرم
بی تو یخ بسته ،خوب من، لبهام