گرمخانه
از خوابیدن
در آغوش پیاده رو
چیزی نمی گویم؛
که دست راستش
تا دو کوچه بالاتر
نرسیده به خانه ی تو
کشیده می شود ؛
و دست دیگرش
خیابان را
پای پنجره ی معشوقه ات
پیاده می کند !
با نگاهی
سنگفرش شده
برای خوابیدن کسی؛
بی آنکه انگشت هایش
نشانی درست را بدانند .
+ نوشته شده در شنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۰ ساعت 13 توسط مینا.ح ( آئیژ )
|
فرقی نمی کند