از خوابیدن

در آغوش پیاده رو

چیزی نمی گویم؛ 

که دست راستش

تا دو کوچه بالاتر

نرسیده به خانه ی تو

کشیده می شود ؛

و دست دیگرش

خیابان را 

پای پنجره ی معشوقه ات 

پیاده می کند !

با نگاهی

سنگفرش شده

برای خوابیدن کسی؛ 

بی آنکه انگشت هایش

نشانی درست را بدانند .