...
"دال" و "ر" و "دال" از تو پر مهرتر است
یک طوطی لال از تو پر مهرتر است
بگذار برایت اعترافی بکنم
آغوش شغال از تو پرمهرتر است!
"دال" و "ر" و "دال" از تو پر مهرتر است
یک طوطی لال از تو پر مهرتر است
بگذار برایت اعترافی بکنم
آغوش شغال از تو پرمهرتر است!
قول داده ام
وقتی که نیست
- هم -
بارانی بپوشم .آسمانم صورتی ست
و
رژ روی لبهای ام دریا !
دلم می خواهد
روی گونه هایم آفتابگردان
بکارم
و به پلک هایم سایه ی مهتاب
بزنم.
دنیا را سنجاق کنم گوشه ی
موهایم
و خلاف همه ی عقربه ها دور
خودم چرخ بزنم.
اصلا سنجاقک شوم!
کشیده و ظریف
مثل انگشت های دختران یاغی
آنقدر کشیده
که از این فاصله
شرجی نفس های لاابالی ابرها را
هنگام نزدیکی لمس کند!
می خواهم جهان را با ولع بقچه
کنم
و همراه گله به چرا ببرم
زیر ولنگاری اولین درخت لم بدهم
و تمام گره های دنیا را بدون
دندان باز کنم .
گفته بودم که
زمین و آسمان
در زنانگی لبهای من
به هم می رسند !
که روزی چند مرتبه
مرده شور ها
برای ام کِل می کشند
ونعش کش ها
از روی ام رد می شوند
با دعاهای زرد ماسیده به دندان های شان
و این جنازه ی تازه در نگذشته
در آغوش من
با هر فاتحه
جسدتر می شود !
□
خانوم ها !
آقایان !
می شود این مادر مرده را
اینقــــــــــــــــدر در گور نلرزانید ؟!