تبليغاتX
بی تو سالگی
صیاد شنبه 29 بهمن1390 15                 

مرگ می آید 

مثل زمانی که 

خواب چشم ها را می سوزاند ؛

مثل تله ای 

که عطش خرگوش دارد !

|نوشته شده توسط مینا.ح ( آئیژ ) | موضوع: | لينک ثابت |

آلزایمر شنبه 10 دی1390 0                 

مادربزرگم را دوست ندارم ؛

هر صبح به خانه مان می آید

دست دخترش را می گیرد

می برد به کودکی ها؛

به کوچه هایی شلوغ

و خیابانی که پدربزرگ

 در لوکس ترین بالکن آن کشیک می دهد .

 مادرم

هر روزعروسک هایش را بیشتر گم می کند ،

و پدر که هر شب

دنبال عروسک ها

سر از آغوش گرم مادرش در می آورد ،

و من به وقتی فکر می کنم

که پدر بزرگ

از پله های آن عمارت اشرافی پائین بیاید

خیابان را بکشد سمت خانه ی ما

و شهر بدون عروسکها

 گم شود در آغوش اولین کوچه! 

|نوشته شده توسط مینا.ح ( آئیژ ) | موضوع: | لينک ثابت |

صعود شنبه 19 آذر1390 17                 

پائین می آیم

روی هیجدهمین پله می ایستم ؛

پشت به پنجره ،

کنار سایه ی مردی

که نه حاصل آفتاب ظهر است

و نه مهتابی که

امشب

در آسمان نیست .

|نوشته شده توسط مینا.ح ( آئیژ ) | موضوع: | لينک ثابت |

فیلمی به نام "فردا " پنجشنبه 26 آبان1390 10                 

دیروز

با عکسی زندگی می کردم ؛

امروز

در آلبومی

نفس هم ، نمی توانم بکشم .

|نوشته شده توسط مینا.ح ( آئیژ ) | موضوع: | لينک ثابت |

بهانه دوشنبه 3 مرداد1390 9                 
انتظار

اشتیاقی احمقانه است . 

زنگ که می زند

اتاق پر می شود

از چاقوهایی کُند ؛

که به درد بریدن کیک هم نمی خورند !

فکر کن

بخواهند خاطره ای را از پا در بیاورند !

حرفی نمی زنم

چیزی نمی گوید 

گوش هایش را می گیرد

و فرار می کند 

مثل بچگی ها ؛

بی آنکه بداند 

کسی که از پنجره بیاید

از هیچ دری رد نمی شود .

|نوشته شده توسط مینا.ح ( آئیژ ) | موضوع: | لينک ثابت |

حس آمیزی چهارشنبه 29 تیر1390 20                 
 گوش هایت 

ارزانی ِ لال های دوره گرد؛

وقتی نگاهم را نمی شنوند

به چه کار دست هایم

می آیند ؟

|نوشته شده توسط مینا.ح ( آئیژ ) | موضوع: | لينک ثابت |

گلوگیر شنبه 18 تیر1390 13                 
شب را 

به دندان می کشم ؛

روز

مثل لاشه ای

از دهانم می افتد .

|نوشته شده توسط مینا.ح ( آئیژ ) | موضوع: | لينک ثابت |

تو سه شنبه 14 تیر1390 9                 
 دنیا را 

می بندم

به پای کبوتری

که پرواز ِ آسمان 

دنیای اوست .

|نوشته شده توسط مینا.ح ( آئیژ ) | موضوع: | لينک ثابت |

تیر کمان جمعه 3 تیر1390 23                 
سنگ می شوند 

گنجشک ها 

و به خواب می روند

در مشت کودکی های کوچه .

|نوشته شده توسط مینا.ح ( آئیژ ) | موضوع: | لينک ثابت |

گرمخانه شنبه 14 خرداد1390 13                 

از خوابیدن

در آغوش پیاده رو

چیزی نمی گویم؛ 

که دست راستش

تا دو کوچه بالاتر

نرسیده به خانه ی تو

کشیده می شود ؛

و دست دیگرش

خیابان را 

پای پنجره ی معشوقه ات 

پیاده می کند !

با نگاهی

سنگفرش شده

برای خوابیدن کسی؛ 

بی آنکه انگشت هایش

نشانی درست را بدانند .

|نوشته شده توسط مینا.ح ( آئیژ ) | موضوع: | لينک ثابت |